روانشاسیسلامت

طلاق مرض نیست

طلاق مرض نیست
256بازدید

طلاق خوب یا بد (طلاق مرض نیست): خيلي از افراد تصورشون اينه كه ازدواج، مايه مباهاته، راه رسيدن به آرامشه، تضمين عالي براي رفع تنهاييه، آينده و پيري شون باهاش گارانتي ميشه. يه عده هم وقتي قراره به ازدواج شون خاتمه بدن، تصورشون اينه كه قراره آسمون رو سرشون خراب بشه و اسم طلاق، لرزه بر اندامشون ميندازه طوري كه انگار آخر دنياس. ولی واقعیت چیز دیگیری است که در این مطلب به بررسی اون می پردازیم پس با ما عمرا باشید.

واقعیت ازدواج و طلاق

واقعيت اينه كه نه “ازدواج” اونقدري اتفاق خارق العاده ايه كه اگه رخ نده باعث سرافكندگيه و نه “طلاق” اونقدر پديده شوم و نفرت برانگيزيه كه اگه رخ بده منجر به بي آبرويي میشه. بهتره متوجه باشيم همونطور كه ازدواج “هدف” نيست، طلاق هم “مرض” نيست. دو نفر يك روزي، نسبت به هم علاقمند ميشن و با هم ازدواج مي كنن. ولي بعد از يه مدتي ممكنه احساس كنن كه در كنار همديگه خوشحال نيستن و بيشتر “مزاحم” هم هستن تا “مراحم”.

در اين نقطه زماني، طبيعتا هر آدم عاقلي كوشش مي كنه تا مشكلات پيش اومده رو به هر نحوي حل و فصل كنه، سلامت رو به رابطه اش برگردونه و اگر تلاششون نتيجه نده، خب رابطه به نقطه پايانش ميرسه و طلاق رخ ميده. يعني به طور منطقي متوجه ميشن كه ادامه زندگي آسيبش براي هر دوشون از طلاق بيشتره و ديگه لزومي نمي بينن كه مابقي عمرشون رو بخوان در جنگ و عذاب سپري كنن. اونوقته كه رفتن رو بر ماندن ترجيح ميدن.

مانده بخاطر حرف مردم

ولي مشكل اصلي جائيه كه ما وقتي بعد از صبوري و تلاش و رواندرماني متوجه ميشيم كه اين رابطه ديگه كار نمي كنه و قرارم نيست تغييري درش ايجاد بشه، خيلي وقتا به خاطر ترس از قضاوت اطرافيان، حاضر ميشيم هر خفتي رو به جون بخريم و در يك رابطه ناسالم و مسموم بمونيم. سئوال اينجاست كه چرا بايد در صورتي كه هيچ اميدي به بهبود رابطه نيست به جاي اينكه طلاق راهكار “خودمراقبتي” باشه “تابو” محسوب ميشه؟ وقتي دو نفر يه روزي با اراده خودشون تصميم گرفتن كه با هم باشن، چرا نمي تونن تصميم بگيرن كه نخوان ديگه كنار هم باشن؟ قطعا در فرهنگ ما مهمترين دليل تابو بودن طلاق، “ترس از قضاوت” مردمه.

مردم پرستي اي كه در طول تاريخ، در مغز استخوان ما ايرانيها نفوذ كرده. “بعضيامون اونقدري كه مردم پرستيم،خداپرست نيستيم.” از اونجائيكه برامون اينطور جا افتاده كه ازدواج از نظر اجتماعي اتفاق پسنديده ايه،خودمون رو مي كُشيم تا بواسطه ازدواج مردم واسه مون كف و سوت بزنن.پس طبيعيه كه طلاق هم نمي گيريم، چون همين مردم نگاه خوبي بهش ندارن و پشت آدم مطلقه حرف و حديث در ميارن.

مي تونيد تصور كنيد كه اگه ماجراي “قضاوت مردم” وجود نداشت، چند نفر از اطرافيان مون كه تو زندگي مشترك شون خوشحال نيستن، همين الان جدا ميشدن؟

متن مشهید ابارشی

منبع : سایت گل من و تو - کانال گل من و تو

اینستاگرام گل من و تو

ارسال پاسخ