روانشاسیسلامت

استرس و رنج خودساخته

عوامل افزایش استرس - استرس و رنج خود ساخته
عوامل افزایش استرس - استرس و رنج خود ساخته
459بازدید

از قول یه شکارچی یه جایی می خوندم که میگفت شکارچی های باتجربه هرگز شکارشون رو رَم نمیدن و نمی ترسوننش،چون اگه شکارت رو بترسونی و از دستت در بره و تو دنبالش بیفتی و یه جا گیرش بیاری، اونوقت کارشو تموم کنی،گوشت شکارت دیگه طعم و مزه اش اونی نمیشه که باید باشه. اعتقادش این بود که شکارچی کاربلد یا یهو شکارش رو میزنه یا کلا بیخیالش میشه. این هورمون استرسه که به شدت می تونه روی بدن موجود زنده اثر منفی بذاره،هرچند در کوتاه مدت برامون کارکرد بقا داره، یعنی می تونه موجود رو به رفتار جنگیدن با دشمن یا فرار از دست دشمن سوق بده؛ اما ترشحش به صورت مزمن،می تونه مسبب مشکلات و بیماریهای متعددی بشه.

استاد فیزیولوژی مون معتقد بود اگه شما استخوان مرغ رو توی یه لیوان کورتیزول(هورمون استرس) بندازی و بذاری یه روز توش بمونه و برگردی،می بینی هیچی ازش باقی نمونده!! عوامل افزایش استرس متونیم به نبش قبر کردن، نشخوار ذهنی، سرزنش کردن خودمون باعث افزایش استرس میشن که در این مطلب میخوایم مورد بررسی قرار بدیم

عوامل افزایش استرس (استرس و رنج خودساخته)

به نظر من زندگی اصلا فرآیند آسونی نبوده و نخواهد بود اما اغلب اوقات ما با ذهن و روان معیوب مون زندگی سخت رو بسیار سخت ترش می کنیم و خودمون میشیم منبع استرس و اضطراب برای خودمون. چه جوری؟

یک) نشخوار ذهنی:

یکی از اون راههاس که باعث میشه خودمون رو مدام در معرض استرس و اضطراب قرار بدیم. انگار این مغز همش باید یه سری اطلاعات بیخود رو تو سر بچرخونه! غافل از اینکه هیچ کمکی بهمون نمی کنه. دور از جونتون، مثل غذا خوردن گاو،همش یه فایل رو تو ذهن مون می بندیم،نیم ساعت دیگه بازم بالا میاریمش.

دو) سرزنش خودمون:

سر هر اشتباه ما رو مملو از استرس می کنه،درحالیکه قراره ما از اشتباهمون درس بگیریم و برای آینده مجهزتر بریم جلو و تمام.

سه) نبش قبر کردن گذشته:

یکی دیگه از این بازیهای ذهنی ماس که یهو می بینیم تو سال١٣۶٩ رفتیم و همش داریم شخم می زنیم و تا به خودمون میایم می بینیم تمام بدنمون منقبض شده و فک مون رو داریم بهم فشار میدیدم.

چهار) ترس از قضاوت شدن از سمت بقیه،

دیگه نگم براتون که ما ایرانیها قطعا اگه تو رتبه بندی مردمان مهرطلب اول نباشیم دوم هستیم.اینکه مدام سعی می کنیم برای خوشایند دیگران رفتار کنیم قطعا ما رو در یه دریایی از اضطراب غرق می کنه.

پنج) ترس از تنهایی و طرد شدن:

این عادت فکری همش تو سر آدمهای مضطرب میاد که اگه تنها بمونم چی؟ اگر بابا و مامانم بمیرن چی؟ اگه آدمها از من خوششون نیاد چی؟

شش) عدم پذیرش ابهام و بلاتکلیفی:

درحالیکه تار و پود زندگی رو با ابهام تنیدن، اما ما تحملش رو نداریم ولی آدمهای سالم یادشون نمیره که هر چی که در آینده بشه همون موقع یه کاری واسه اش خواهند کرد و دیگه قرار نیس به پیشواز اتفاقای بد ومنفی برن.


متن: مهشید ابارشی

۱ دیدگاه

ارسال پاسخ