روانشاسیسلامت

اختلال شخصیت بی ثبات یا مرزی چیست؟

اختلال شخصیت بی ثبات یا مرزی چیست؟
اختلال شخصیت بی ثبات یا مرزی چیست؟
441بازدید

اختلال شخصیت مرزی : برای من که بیشتر ساعتهای روز در مطب مشغول کارم، یکی از شایعترین و در عین حال مخرب ترین بیماری های شخصیتی، اختلال شخصیت بی ثبات و ناپایداره (مرزی). بچه هایی که زیر سه سالگی از مادر دور بودن یا کیفیت مراقبت مادر (یا مراقب جایگزین) خوب و امن و با ثبات نبوده، یا در اثر بیماری مزمن، بایستی مکرر در بیمارستان بستری میشدن و علاوه بر ناخوشی فیزیکی، از مادر هم به دور بودن، مرگ والدین بخصوص مادر در کودکی، سابقه آزارهای جنسی و جسمی و مشاهده خشونت خانوادگی، همگی در ایجاد چنین شخصیتهایی نقش مهمی دارن.

مهمترین نشانه شخصیت اختلال شخصیت مرزی

مهمترین نشانه این افراد “عدم تحمل تنهاییه”. بیماران مرزی، شاخکهاشون نسبت به پس خوردن، بیش از حد حساسه و با بهانه تراشی مدام می خوان از عشق پارتنرشون مطمئن شن و بالطبع شکاک و کنترلگر و انحصارطلب میشن و در مواقعی همراه با پرخاش، کاری می کنن که طرف مقابل، جز ترک کردنشون راهی واسه اش نمونه. یعنی همون بلایی رو سر خودشون میارن که کابوسش رو دارن: طرد شدن و تنها موندن.

خُلق شون به رفتار پارتنرشون وابسته اس، اگه مطابق میلشون باهاشون رفتار بشه، سرخوش و سرمست میشن. اما با کوچکترین بی توجهی و سردی طرف، قیامتی به پا میکنن.
بعد از خراب شدن رابطه شون، یا دچار افسردگی شدید میشن و خودشون رو مدام سرزنش می کنن که چقدر آدم مزخرفی هستن و نادم از عملکردشون، قرص میخورن که خودشونو بُکشن و حاضرن همه زندگیشون رو بدن که فقط طرف برگرده؛ همونی که تا چند وقت پیش بدترین توهین ها سزاورش بود.

عشق تمام عیار و نفرت

انگار این بیماران بین یه عشق تمام عیار و یه نفرت ابدی، در خصوص پارتنرشون، در نوسانن. مغزشون انگار اتفاقات رو به صورت سیاه یا سفید می بینه، و قادر نیستن دیگران و اتفاقات رو خاکستری ببینن.
در ضمن، بیماران مرزی عموما به مصرف سیگار و مواد و الکل و کارای پرخطر اشتیاق دارن. مثلا، می تونن بدون مراقبت و بدون ترس از بارداری یا بیماری با فردی که خوب نمیشناسن رابطه جنسی برقرار کنن. وقتی عصبی میشن نمی تونن جلوی پرخوری شون رو بگیرن، می تونن بی مهابا خرج کنن یا بی کله رانندگی کنن.

وقتی بیماری خیلی شدید باشه، این افراد اینقدر دچار احساس تهی بودن میشن که گاهی اوقات برای اطمینان از تهی نبودنِ داخل بدنشون، خودزنی می کنن، چراکه دیدن خون گواهی میده که چیزی حتما در وجودشون در جریانه و یا میگن درد جسمی ناشی از بریدن بدنشون باعث میشه دردهای روانی شون رو احساس نکنن. راستی، ریسک خودکشی در این بیماران پنجاه برابر بیشتر از افراد عادیه.

اختلال شخصیت مرزی از نگاه نظریهٔ روانکاوی

نظریهٔ روانکاوی جامع‌ترین تبیین‌ها را برای اختلال شخصیت مرزی به دست داده‌است. بنا به این نظریه این‌گونه مردمان جای پایی در دنیای واقعی استوار می‌کنند اما هنگام مواجهه با تعارض، به جای دفاع‌های پیشرفته از دفاع‌های ابتدایی تری از قبیل «انکار» سود می‌جویند (کرنبرگ، ۱۹۷۹). شخصیت‌های مرزی به علت نارسایی در ارتباط با سرپرستان خود در دوران اولیه کودکی، نگرشی نارسا و نابسنده از خویشتن و دیگران دارند.

حتما مطالعه کنید
نحوه بروز عصبانیت در شخصیت پرخاشگر منفعل

سرپرستان آنان از وابسته بودن کودک به خویش بیشتر خرسند می‌شوند، و بنابراین نه تنها او را برای رسیدن به احساس تفرد و استقلال تشویق و ترغیب نمی‌کنند بلکه حتی ممکن است این قبیل تلاش و کوشش کودک را با تنبیه روبرو سازند. به این ترتیب است که این‌گونه مردمان هرگز یادنمی‌گیرند که نگرش به خود را به صورت تمام و کمال متمایز از نظر دیگران سازند. همین امر موجب حساسیت افراطی آنان به نگرش دیگران دربارهٔ خودشان، و امکان وادادن و تسلیم به مردمان دیگر می‌شود. بر این اساس، وقتی احساس کنند دیگران طردشان کرده‌اند، خودشان هم خود را طرد کرده و دست به تنبیه و جرح خویشتن می‌زنند.

یکپارچه نکردن حس مثبت و منفی

کسانی که اختلال شخصیت بی ثبات دارند علاوه بر نارسایی یاد شده، هرگز نتوانسته‌اند جنبه‌های مثبت و منفی خودپنداره ی خویش یا برداشت از دیگران را یکپارچه کنند. علت این امر در رفتار سرپرستان آن‌ها در دوران کودکی آنان است که هرگاه کودک وابسته به آنان و تسلیم آنان باشد او را با پاداش مواجه می‌سازند اما تلاشهای کودک را برای استقلال و جداشدن از سرپرست با خصومت و طرد روبرو می‌کنند. به این ترتیب است که شخصیت‌های مرزی خودشان و دیگران را به صورت «یکپارچه خوب» یا «سراسر بد» می‌بینند و بین این دو در تردید می‌مانند. این فرایند را «دوپارگی» نامیده‌اند.

تغییرپذیری و نوسان هیجانها و نگرش به روابط شان برخاسته از همین دوپارگی است.پژوهشهای دیگری دربارهٔ مردمانِ گرفتار این اختلال نشان از پیشینه بهره‌کشی جسمانی و جنسی از آنان در کودکی دارد (پری؛ ۱۹۹۳). این قبیل بهره‌کشی منجر به اختلالهایی در تشکیل خودانگاره شخص شده و همین اختلالها به زعم غالب نظریه پردازان، هسته مرکزی در اختلال شخصیت مرزی را می‌سازد. علاوه بر این، وقتی والدین یا سرپرستان کودک گاهی بهره‌کش و گاهی پر از محبت و عطوفت باشند این نوسان، خود می‌تواند موجب بی‌اعتمادی عمیق کودک به دیگران و گرایش به یکپارچه خوب یا سراسر بد دانستن دیگران گردد.

پس توجه کنید که : این بیماران حتما باید تحت درمان دارویی و رواندرمانی باشن.

متن: مهشید ابارشی

منبع : سایت گل من و تو - کانال گل من و تو

اینستاگرام گل من و تو

ارسال پاسخ