روانشاسیسبک زندگی

با خودمون مهربون باشیم (مهربونی با خود)

با خودمون مهربون باشیم (مهربونی با خود)
با خودمون مهربون باشیم (مهربونی با خود)
607بازدید

با خودمون مهربون باشیم : همیشه تو کارم با مراجعینم مات و مبهوت می مونم از اینکه ادمها اینقدر از خودشون متنفر و عصبانین. مدام به خودشون حمله می کنن، هرگز خودشون رو کافی نمی دونن، زبانشون با خودشون همواره تحقیر کننده اس و دائما با چشمانی بی رحم و طلب کار به خودشون نگاه می کنن. نه به خودشون حق میدن که خسته باشن! نه غمگین! نه مضطرب! نه خشمگین و نه هیچ احساس انسانی دیگه.. عجیب تر از این خود سرزنشی، وقتیه که می بینم این ادمها چقدر دلسوز دوستاشونن، مدام دغدغه برادر و خواهرشون رو دارن، واسه بچه شون جونشون در میره! و غصه مادر و پدر لحظه ای ازشون دور نمیشه! عجب داستان دردناکیه این بی رحمی با خود و شفقت با دیگران!!

بزرگترین مانع مهربونی با خود

بعضی وقتا تو جلساتم به مراجعینم میگم، بین دو تا معلمی که بهت می گم کدومشون رو برای بچه ات انتخاب می کنی؟ معلمی که دخترت رو واسه چند دقیقه تاخیر جلوی همه تحقیر می کنه و اگر یه وقت خدای نکرده کتابش رو یادش بره و با خودش نبرده باشه سخت تنبیه اش می کنه یا معلمی رو واسه اش انتخاب می کنی که همیشه با چشمای مهربون و لحن آروم، نگرانیهای بچه ات رو ذوب کنه. شک ندارم که هممون معلم دوم رو انتخاب می کنیم ولی جای دردناک داستان اینجاست که وقتی نوبت خودمون می شه با خودمون مثل یه پلیس بی رحم، منتقد، سرد، عصبانی و سخت گیر میشیم!!!

تحقیقات نشون داده که بزرگترین مانع “مهربونی با خود” اینه که ما فکر می کنیم که اگه با خودمون مهربون و سهل گیر باشیم و خودمون رو مدام تو منگنه نزاریم تبدیل به یه موجود تنبل و بی فایده می شیم. در حالیکه در عمل نتیجه کاملا برعکسه این انتظاره! حالا بیاید ببینیم وقتی با روش خودسرزنشی به خودمون انگیزه میدیم چه اتفاقی می افته؟ تو این فضا مدام ترس از شکست داریم، وقوع هر خطایی برامون غیرقابل تحمله به همین دلیل همش جوری واسه زندگیمون برنامه ریزی می کنیم که مبادا یه روزی پشیمون بشیم، چون خودمونو می شناسیم که خیلی زود با خودمون قهر می کنیم و خیلی دیر می بخشیم، پس جایی برای خطا نداریم!

اضطراب عملکرد

وقتی زبانمون با خودمون سختگیرانه اس دچار“اضطراب عملکرد” میشیم. یعنی هرکار یا تصمیمی با خودش یه دنیا ترس و نگرانی میاره. بنابراین تو این حالت احتمال اینکه اعطای کار رو به لقاش ببخشیم و به زندگیِ روزمره و راکدمون بطور وسواس گونه ای بچسبیم خیلی بالا میره. حالا از همه تون می خوام بیاید از نامهربونیای که با خودتون دارین حرف بزنید که حرف زدن از نامهربونی هایی که با خودمون داریم، اولین قدم برای دلسوزی و مهربونی با خودمونه..

مهربون بودن با خود
مهربون بودن با خود

چگونه با خودمون مهربون باشیم ؟

در ادامه مطلب می خوام در این رابطه صحبت کنم که چطور می تونیم به خودمون کمک کنیم که دلسوزانه تر و مهربون تر با خودمون رفتار کنیم؟

سئوال مهمی اینه که چرا مهربون بودن با خودمون مهمه؟ هر کسی که با خودش مهربونه، وقتی شکست می خوره می تونه خودش رو خیلی سریع تر جمع و جور کنه و دوباره دست به چالش بزنه، این انرژی برای چالش مجدد از اون جا میاد که انرژی ای برای خودسرزنشی و انتقاد هدر نمیره!

مهربون بودن با خود چیست؟

حالا بیایم ببینیم اصلا “مهربون بودن با خود” یعنی چی؟ یعنی وقتی شکست می خوریم، کار اشتباهی انجام میدیم، حرف نابه جایی می زنیم، احساس بی کفایتی می کنیم، همون رفتاری رو با خودمون داشته باشیم که اگه یه دوست خوب که برامون مهمه با این احساس ها میاد پیشمون و بهمون میگه حالم خرابه !! ما با اون دوست تو اون حالت چطوری برخورد می کنیم؟

چقدر مراقبش هستیم که بهش دلداری بدیم؟ که باهاش مشفق و رئوف باشیم؟ که حمایتش کنیم که امیدش رو از دست نده! که بهش یادآوری کنیم که می فهمیمش که چه لحظه های سختی رو تجربه می کنه ولی در عین حال بهش یاداوری می کنیم که دنیا به آخر نرسیده و بازم می تونه از نو شروع کنه با تجربه بیشتر!

خوب چرا نباید با خودمون همین قدر حمایتگر و مهربون باشیم؟

حالا ممکنه بگین خوب بلد نیستیم! اما خبر خوب اینه که همه می تونن این مهارت رو یاد بگیرن! چون قبلا این کار رو در مورد دیگران یاد گرفتیم که چه جوری انجام بدیم! اکثر ما می دونیم چه جوری حرف بزنیم و چطوری با لحن آروم و گرم صحبت کنیم تا به کسی که برامون عزیزه روحیه بدیم! که مبادا بیشتر از این آزار نبینه! که مبادا نرنجونیمش! … ✅❇️

قدم به قدم مهربونی با خود

برای ادامه مطلب، و قدم هایی که باید برای خودمون برداریم تا با خودمون مهربون باشیم قدم های زیر رو بردارید:

اولین قدم

تمرین کنیم همان قدر که میتونیم به دیگران با لحن آرام و مهربون دلداری بدیم با خودمون هم مشفقانه صحبت کنیم و به خودمون دلداری بدیم نه اینکه خودمون رو ملامت گرانه و بیرحمانه به تیغ انتقاد بکشیم!

قدم دوم

این که فراموش نکنیم که همه انسانها ناقص هستند و زندگی های ناقصی دارن چه ما نقص هاشون رو ببینیم و چه نبینیم! این یک اصل در زندگی هستش پس ما استثنا نیستیم! و به کمال رسیدن دروغی بیش نیست.

قدم سوم

این که احساسات سخت خودمون رو با آغوش باز بپذیریم و ازشون هیچ وقت فرار نکنیم. ما برای حل مشکلمون اول باید با خودمون رو به رو بشیم و از خودمون بپرسیم که میدونم دچار مشکل شدی، چطور می تونم بهت کمک کنم تا از مخمصه دربیای؟ اولین کاری که بعد از انجام اشتباه یا خطا می کنیم باید این باشه که با خودمون صادق باشیم و به خودمون مهربانانه و با آغوش باز بگیم می دونم داری زجر میکشی و اذیت میشی! این یعنی داریم به احساسمون ارزش میدیم و به خودمون حق میدیم که تو این شرایطط سخت عذاب بکشیم و خودمون رو بابتش ملامت نمی کنیم، این یعنی می پذیریم که زجر کشیدن و عذاب کشیدن بخشی از زندگیه و ما نرمال هستیم و خیلی از آدم های دیگه هم تو شرایط ما احساس های دردناکی مصل اونچه که ما تجربه می کنیم دارن.

با خودمون مهربون باشیم
با خودمون مهربون باشیم

نتیجه

پس با خودمون با لحن مهربون صحبت کنیم، دستمون رو روی قلبمون بزاریم و خودمون رو تو آغوش بگیریم، پوستمون رو نوازش کنیم و به خودمون چیزهایی رو بگیم که به یه دوست میگیم که آروم بشه! این که بگیم خیلی ناراحتم که اینقدر پریشونی، می دونم لحظه های سختی داری، چه کاری برات انجام بدم تا آروم شی؟

به جای اینکه بگیم حقت بود! هزاربار بهت گفته بودم! تا تو باشی دفعه بعد حرف گوش کنی !

به خودمون بگیم من کنارتم،مراقبتم و با همه خطاهایی که انجام میدی تنهات نمیزارم… در واقع همون مامان مهربونی با خودمون باشیم که خیلی کم تجربه اش کردیم و همیشه در حسرتش بودیم. درسته سخته ولی میشه!

حتما مطالعه کنید
بیش فعالی در کودکان و اثرات عجیب آن

متن از مهشید آبارشی

منبع : سایت گل من و تو - کانال گل من و تو

اینستاگرام گل من و تو

۱ دیدگاه

ارسال پاسخ